راستش...خداحافظی کردن با گیلاس آبی،شاید سخت ترین کاری باشه که تا حالا انجام داده م!
چون من یه جورایی با اینجا زندگی کردم! درست از همون ۳ تیر ۸۵ که ساختمش تا الان
خودم بزرگش کردم انگار!
همه ی پست ها واسه م دوست داشتنی بودن،همه رو با عشق نوشتم و تک تک کامنت ها رو با ذوق خوندم!
واسه م افتخاره که اینجا دو بار تو مجله ی موفقیت معرفی شد و خیلی از کسایی که دوستشون دارم بارها و بارها اینجا اومدن
اما فک کنم دیگه وقت خداحافظی با این خونه ی دوست داشتنی رسیده باشه
شاید یه روزی برگردم . شاید هم هیچ وقت نشه که برگردم!
اینجا رو با همه ی متن هاش،شعر هاش و عشقی که تو همه شون هست تقدیم به یه کسی می کنم
امیدوارم ازم بپذیره
اگه خواستین با گیلاس آبی خداحافظی کنین خوندن دوباره ی این چند تا پست خالی از لطف نیست:
اینجا و اینجا و اینجا و اینجا و اینجا و اینجا
از همه ی کسایی که این مدت بودن و اومدن و لطف داشتن ممنونم.
به قول یه نفر: خداحافظی شاید غمگین ترین شعر جهان باشد
........خداحافظ.
پی نوشت : تو اگر در تپش ابر خدا را دیدی،همتی کن و بگو ماهی ها،حوضشان بی آب است.
پی نوشت آخر: می دونم آخر قصه می رسی به داد من،لحظه ی یکی شدن تو آینه ها نزدیکه....